نامهاى از آن حضرت ( ع ) به مردم مصر . « اين نامه را با مالك اشتر هنگامى كه او را حكومت مصر داده بود
اما بعد . خداوند سبحان محمد ( صلى الله عليه و آله ) را فرستاد تا مردم جهان را بيم دهد و گواه بر پيامبران باشد . چون رسول الله ( ص ) درگذشت ، مسلمانان در امر خلافت به نزاع پرداختند . به خدا سوگند ، هرگز در خاطرم نمىگذشت كه عرب پس از رحلت محمد ( صلى الله عليه و آله ) خلافت را از اهل بيت او به ديگرى واگذارد ، يا مرا پس از او از جانشينيش باز دارد و مرا به رنج نيفكند جز شتافتن مردم به سوى فلان و بيعت كردن با او . من چندى از بيعت دست باز داشتم ، تا آنكه ديدم گروهى از مردم از اسلام بر مىگردند و مىخواهند دين محمد ( ص ) را از بن بر افكنند . ترسيدم كه اگر اسلام و مسلمانان را يارى ندهم در دين رخنهاى يا ويرانيى خواهم ديد كه براى من مصيبت بارتر از فوت شدن حكومت كردن بر شما بود . آن هم حكومتى كه اندك روزهايى بيش نپايد و چون سراب زايل گردد ، يا همانند ابرهايى كه هنوز به هم نپيوسته پراكنده شوند . درگير و دار آن حوادث از جاى برخاستم تا باطل نيست و نابود شد و دين بر جاى خود آرام گرفت و استوارى يافت .
از اين نامه
به خدا سوگند ، اگر با ايشان روبرو شوم ، من تنها باشم و آنها روى زمين را پر كنند ، نه باك دارم و نه هراس ، زيرا به آن گمراهيى كه آنان در آن غرقه اند و آن هدايتى كه خود بدان آراسته ام ، نيك آگاهم . و از جانب پروردگارم با يقين همراهم . من به ديدار خداوند و ثواب نيكويى كه مرا ارزانى دارد ، اميد بسته ام و منتظر آن هستم .
ولى اندوه من از اين است كه مشتى بيخردان و تبهكاران اين امت حكومت را به دست گيرند و مال خدا را ميان خود دست به دست گردانند و بندگان خدا را به خدمت گيرند و با نيكان در پيكار شوند و فاسقان را ياران خود سازند . از آنان كسى است كه در ميان شما حرام مى نوشد ، حتى بر او حد اسلام جارى شده و كسى است كه تا اندك مالى نستد به اسلام نگرويد . اگر نه از حكومت اينان بر شما بيم داشتم ، هرگز شما را بر نمىانگيختم و سرزنش نمى كردم و فرا نمى خواندم و تحريضتان نمىنمودم ، بلكه تا سر بر مىتافتيد يا سستى به خرج مىداديد ، رهايتان مى كردم . آيا نمىبينيد سرزمينهايى را كه در تصرف داشتيد ، نقصان يافته و شهرهايتان ، يك يك ، فتح مى شود وكشورهايتان از دست مى رود و بلادتان مورد حمله و هجوم دشمن قرار گرفته است . روى به رزم دشمنانتان نهيد . خدايتان بيامرزد . در خانه ها درنگ مكنيد كه به ستم گرفتار خواهيد شد و به خوارى خواهيد افتاد و نصيبتان اندك خواهد شد . مردان سلحشور همواره بيدارند كه هر كه خود به خواب رود ، دشمنش به خواب نرفته است . والسلام
اما بعد ، حج را براى مردم بر پاى دار و ايام الله را به يادشان آور و هر بامداد و شامگاه برايشان به مجلس بنشين و كسى را كه در امرى فتوا خواهد ، فتوا ده . نادان را علم بياموز و با عالم مذاكره كن . ميان تو و مردم ، پيام رسانى جز زبانت و حاجبى جز رويت نباشد . هيچ نيازمندى را از ديدار خود باز مدار . زيرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و سپس ، نياز او بر آورى ، كس تو را نستايد . در مال خدا كه نزد تو گرد مىآيد ، نظر كن ، آن را به عيالمندان و گرسنگانى كه در نزد تو هستند و به محتاجان و فقيران برسان . و هر چه افزون آيد ، نزد ما روانهاش دار ، تا ما نيز آن را به محتاجانى ، كه نزد ما هستند ، برسانيم . مردم مكه را فرمان ده كه از كسانى كه در خانه هايشان سكونت مىكنند ، كرايه نستانند . زيرا خداى تعالى مى فرمايد : « سواء العاكف فيه و الباد » عاكف و بادى در آن يكساناند . عاكف كسى است ، كه در مكه مقيم است و بادى كسى است ، كه از مردم مكه نيست و به حج آمده است . خداوند ما و شما را به آنچه دوست دارد ، توفيق دهد . والسلام
« اما بعد فان حقاً علی الوالی آلا ییغیره علی رعیته فضل ناله و لاطول خص به أن ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده و عطفاً علی اخوانه »
بر رهبر و دولت اسلامی واجب است که برتری که به آن دست یافته است و فضیلتی که به او اختصاص یافته ، موجب طغیان نسبت به حقوق مردم نشود بلکه آن فضائل را نعمتهایی مقدر شده از جانب خداوند می باشد که باید موجب نزدیک شدن به بندگان خدا و محبت و مهربانی نسبت به برادران دینی شود .
1- نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست؟
2- نقش مهرورزی در برپایی عدالت در جامعه چیست؟
3- نقش مهرورزی در ایجاد وحدت و اتحاد در جامعه چیست؟
4- نقش مهرورزی در ایجاد جامعه پیشرفته و نمونه چیست؟
5- چه کنیم که جوامع یکدیگر را دوست داشته باشند؟
6- موانع محبت چیست؟
7- چه کسانی نمی خواهند انسانها دوست، یاور و عاشق یکدیگر باشند؟
« وإن ظنت الرعیه بک حیفا فأصحر لهم ببعذرک و اعدل عنک ظنونهم باصحارک فان فی ذلک ریاضه منک لنفسک و رفقاً برعیتک و اعذاراً تبلیغ به حاجتک من تقویمهم علی الحق »
هرگاه مردم نسبت به بی عدالتی تو سوءظن پیدا کنند پس عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار و سوءظن آنها را بر طرف کن که این کار ریاضتی برای خودسازی توست و موجب مهرورزی به مردم است و در آن پوزش خواهی وجود دارد که نیاز حکومت را بر بنیان گذاری جامعه و مردم بر حق تحقق می بخشد . یکی از ارکان مردم سالاری دینی ، به فرمایش امام راحل (قدس سره الشریف) ، مردم را ولی نعمت خود دانستن است . با این نگرش مردم حق دارند که در عملکرد کارگزاران خصوصاً در حوزه عدالت ، حساس باشند در اینصورت اگر نسب عدالت کارگزاران گمانی ایجاد شود ، بر طبق سخن امیرالمؤمنین علی (ع) ، این گمان باید از طرف حاکمیت به رسمیت شناخته شود ودو گونه برخورد باید با آن صورت گیرد .
1. شفاف سازی افکار مردم در صورت عدم صحت گمانه زنی آنان
2. عذر خواهی از مردم در صورت صحت گمانه زنی آنان .
سپس حضرت سه اثر را برای چنین برخوردی با مردم بشمرده اند :
اثر اول : خود سازی کارگزاران
حقیقت این است که احترام به نقطه نظرات مردم موجب مبارزه با نفس اماره است نفسی که خصوصاً در حوزه قدرت و مقام بسیاری از کارگزاران را به تکبر و تحقیر وامی دارد .
اثر دوم : مدارا با مردم
« رفق » با مردم دومین اثری است که چنین برخوردی با گمانه زنی مردم نسبت به عدالت حکومت برای کارگزاران حاصل می کند . رفق به معنای مدارا است . اما مدارایی که توأم با مهربانی و رفاقت است لذا آن حضرت در نامه 46 خطاب به یکی از فرماندارا می فرماید :
« ارفق ماکان الرفقق ارفق و اعتزم بالشده حین لاتغنی عنک الا الشده »
( آنجا که مدارا کردن بهتر است مداراکن و در جایی که جز با درشتی کار انجام نگیرد درشتی کن )
تقابل بین رفق و شدت در این سخن بیانگر آنست که رفق به معنای مدارا است اما مدارای همراه با مهربانی و نرمش . مداراکردن با مردم که توأم با رفاقت و مهربانی نمودن با آنهاست از مصادیق مهم مهروزی است که بواسطه شفاف سازی یا عذرخواهی در برابر گمانه زنی های مردم درامر عدالت تحقق می یابد و اینگونه مهرورزی نسبت به مردم مبتنی بر نگرش تکریمی به مردم است که از پایه های مهم مردم سالاری دینی است . یعنی « خود را خام ملت دانستن » و« آنها را ولی نعمت خود داشتن» است که مفادجمله رسول خدا (ص)است که می فرمود:«رئیس القوم خادمهم»؛ رئیس قوم خادم آنهاست.
اثر سوم : امیر المؤمنین (ع) پایه گذاری جامعه ومردم بر حق را از نیازهای حکومت اسلامی و کارگزاران آن دانسته اند و عذرخواهی کارگزاران در صورت قصور و تقصیر را وسیله رفع این نیاز مطرح فرموده اند . « تقویم » از قوام یعنی بنیان ریشه گرفته است و به معنای بنیان گذاری است و « تقویمهم علی الحق » یعنی بنیان گذاری مردم و جامعه بر حق .
نویسنده در این فراز از نوشتار نمی تواند احساس عمیق خود را نسبت به امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی و احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) و جامعه اسلامی ابراز نکند که هر آنچه از مقوله های حکومتی که تاکنون از منبع سرشار و دریا گونه نهج البلاغه استفاده نموده و برای نهادینه کردن در حکومت اسلامی فرا روی کارگزاران قرار داده ایم، در سخن و عمل حضرت امام راحل تجلی یافته است و معظم له از « ب » بسم الله رهبری خویش تا « س» و الناس آن تمامی دستورات امیرالمؤمنین را مو به مو اجرا نموده است از صفحه ذهن می گذرد هنگامی که صریحاً درقضیه نخست وزیری بازرگان از ملت عذر خواهی کرد و با این عذر خواهی خط حق طلبی ملت را تقویت نمود و دائم با شناخت گمان هایی که برای ملت بوجود می آوردند ، با شیوه شفاف سازی و روشنگری مردم را هدایت می نمدند . روحش دراعلی علبین عند ملیک مقتدر مأوی گزیند .
بر حذر باش از اینکه نسبت به احسان به مردم بر آنها منت بگذاری و یا نسبت به کار خویش برای مردم بزرگ نمایی کند یا وعده ای به مردم بدهی و خلف وعده کنی زیرا منت گذاری احسان را باطل و بزرگ نمایی نور حق را خاموش می سازد و خلف وعده موجب خشم خداوند و مردم می شود ، خداوند فرموده است : دشمنی بزرگ نزد خداوند آن که بگوئید چیزی را که عمل نمی کنید .
احسان از مصادیق مهم مهرورزی نسبت به مردم است و آسیب آن منت گذاری است که موجب می شود که تأثیر احسان که ایجاد محبت در دلهاست از بین برود .
« ( و اعلم) انه لیس شیء بأدعی الی حسن ظن راع برعیته من احسانه الیهم و تخفیفه الؤونات علیهم و ترک استکراهه ایا هم علی مالیس له قبلهم فلیکن فی ذلک امر یجتمع لک به حسن الظن برعیتک فان حسن الظن یقطع عنک نصباً طویلاً » (نامه 53 / 36 )
بدان مالک ! هیچ وسیله ای برای خوش بین شدن کارگزاران نسبت ببه مردم کارآمدتر از احسان نسبت به آنها و سبک کردن فشارهای زندگی از آنها و تحمیل نکردن آنچه را که در حد توان مردم نسبت ، وجود ندارد . بنابراین برای موارد مذکور چنان تدبیر کن تا اسباب خوشبینی نسبت به مردم برای تو فراهم شود زیرا خوشبینی نسبت به مردم رنج طولانی مشکلات را از تو بر می دارد .
خوشبینی نسبت به مردم اساس تکیه به اراده الهی مردمی
امام علی (ع) دراین نامه سه مصداق از مهرورزی را بیان فرموده است :
1ـ احسان 2ـ سبک کردن فشارهای زندگی از دوش مردم 3ـ تحمیل نکردن آنچه که در حد توان مردم نیست
سپس حضرت نتیجه مهرورزی را در مصادیق سه گاه خوشبینی نسبت به مردم مطرح کرده اند حقیقت این است که حکومتهای سلطه پذیر در طول تاریخ استعمار ، باید بدبینی نسبت به نقش وتوانمندی مردم در مقابله با دشمنان ، دست تسلیم در برابر دشنان بلند کرده اند و با تکیه به آنها دچار خود فروختگی و خیانت به ملت شده اند . این مطلب دردوران قاجار و پهلوی بخوبی مشهود می باشد و تاریخ سلسله این دوخاندان آکنده از خیانتها و ذلتها می باشد .
عوامل اصلی این بد بینی درست نقطه مقابل عوامل سه گانه ای است که حضرت امیر (ع) برای خوشبینی کارگزاران به مردم بیان شده است یعنی : ظلم ، سنگین کردن فشارهای ناشی از حیف ومیل بیت المال بر مردم وتحمیل کردن خواسته های استعماری دشمنان بر مردم بواسطه استبداد آن عوامل موجب به حاشیه رانده شدن مردم از حیطه قدرت و اقتدار حکومتهای سلططه پذیر شده و نگرش تحقیر آمیز آنها نسبت به مردم درمجموع بدبینی نسبت قدرت مردمی رابرای آنها بهمراه آورده و آنان با تکیه به نبردهای نظامی و قدرت اطلاعاتی و قدرت دشمنان به حیات ننگین حاکمیت خویش ادامه داده اند .
و اما حکومت دینی با مهرورزی بواسطه عوامل سه گانه مذکور به قدرت وتوان مردم خوشبین می شود زیرا با مهرورزی ، مردم به صحنه قدرت ، اقتدار نظام وارد می شوند وتوان عظیم و شگفت انگیز اراده مردم آشکار می شود و بدین ترتیب ، کارگزاران به مردم و توان آنها خوشبین شده و بجای تکیه بر دشمنان به ارادة الهی مردم تکیه می کنند .
بر این اساس یکی از دستاوردهای مهم نظام اسلامی ، ظهور و بروز قدرت ارادة مردم است بنحوی که مقام معظم رهبری در موضع گیری در برابر توطئه هسته ای استکبار جهانی فرمودند که ما بدنبال ساخت بمب اتمی نیستیم و بمب اتمی ما اراده مردم است . امروز تنها قدرتی که میتواند برقدرت هسته ای استکبار جهانی غلبه پیدا نماید ، قدرت مردم است ، قدرتی که در چارچوب تئوری مردم سالاری دینی تحقق می یابد و این همان قدرتی است که 26 سال است که نظام جمهوری اسلامی را در برابر تمامی توطئه های استکباری و صهیونیستی حفظ نموده و سیر رشد و پیشرفت را برای ایران اسلامی تضمین کرده است . حقیقت این است که هیچ قدرتی توان مقابله با اراده مردمی را ندارد که با تکیه بر خداوند امدادهای غیبی او و با فرهنگ شهادت به خود آگاهی وخود باوری رسیده است .
حکومت اسلامی در آن زمان حکومتی نو بنیاد و جدید التأسیس بود و حکومتداری در چنین سرزمینی که در آن قومیت ها، مذهب ها، افکار و زبان های مختلفی وجود داشته، کار بسیار سخت و طاقت فرسایی بوده است. ایشان معادل صدها استاندار، در هر منطقه یک قاضی هم منصوب کرده بودند.
یکی از این قاضی ها « ابوالاسود دوئلی» است که پیرمردی نود ساله بود و از شاگردان مستقیم حضرت امیر علیه السلام نیز بوده است. ابوالاسود همان کسی است که علم « نحو» را از حضرت فرا گرفت و وقتی چند اصل اساسی در این علم را از ایشان درس گرفت، حضرت به او فرمودند: « انح علی هذا...» یعنی « اصول را که فرا گرفتی، تا آخر ساختمان ادب عربی را با همین قواعد بساز و جلو برو».
ابوالاسود در یکی از بلاد اسلامی از طرف حضرت علیه السلام به عنوان قاضی منصوب شده و به قضاوت مشغول بود که ناگهان حضرت امیر علیه السلام به او دستور می دهد که به کوفه باز گردد؛ یعنی او را از مسند قضا عزل می کند!
ابوالاسود هم که معتقد بوده هیچ خطایی مرتکب نشده، از این فرمان کمی ناراحت می شود و به کوفه باز می گردد و به حضرت امیر علیه السلام عرض می کند:
« یا امیرالمومنین لم عزلتني و لا خنت و لا جنیت». یا امیرالمومنین چرا مرا عزل کردید در حالی که نه خیانتی کردم و نه جنایتی؟
حضرت پاسخش را این گونه می فرماید: «نعم، ولکن یعلو صوتک الخصمین». آری تو نه خیانت کردی و نه جنایت اما با خبر شده ام که صدای تو از صدای دو طرف دعوا در هنگام قضاوت بلندتر است.
ما از این عمل درس می گیریم که قاضی باید چه اسلوب اخلاقی و رفتاری داشته باشد. کسی که باید گره از مشکلات مردم باز کند، حق ندارد سر آنها داد بزند و صدایش را بر سر آنها بلند کند.
درس دیگری که می گیریم این است که در میان صدها قاضی و استاندار، یا شاید در میان بیش از هزار نفر، حضرت امام علی علیه السلام کوچکترین خطایی از آنها را به خوبی متوجه می شده و مواظب رفتار همه آنان بوده است و این گونه است که یک دنیا انسان مسلمان و غیر مسلمان، دنباله روی او می شوند و با احترام از او یاد می کنند، چرا که قضاوت و سیستم قضایی او در این درجه از صحت و سلامت کار می کنند.
ما باید دنباله روی او باشیم و از این که نمی توانیم مثل او شویم، مأیوس نشویم؛ چرا که تبعیت در حد خوش لازم است، گر چه ما اکنون افرادی این گونه نداریم، ولی باید تلاش خودمان را برای انسان سازی و تربیت انسان ها بکار ببندیم.
مثل طلبه ای که درس می خواند و باید امیدوار به رشد خودش ودانشمند شدنش باشد. معنای تطبیق همین است، یعنی رفتار خودمان را با رفتار امام علیه السلام تطبیق دهیم. چون امام علی علیه السلام رهبری است که روش های او نه برای دیروز و امروز، بلکه برای هزاران سال دیگر هم الگو است.
<P>« خانمی به نام سودة، بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام نزد معاویه لعنة الله علیه آمد و با او بحث می کرد [از ظلم والی معاویه لعنة الله علیه در شهرستان شکایت می کرد] تا این که معاویه اشکالی به حضرت امیر علیه السلام گرفت و سودة با او مخالفت کرد.</P>
<P>معاویه لعنة الله علیه از او پرسید: چرا تا این حد بر محبت به علی پافشاری می کنید؟ سودة در پاسخ به او گفت: علی علیه السلام حاکمی بر شهر ما فرستاد که رفتار و کردارش درست نبود. من خود برخاستم و از شهرمان به کوفه و به دارالحکومة رفتم. علی علیه السلام در حال نماز خواندن بود، نمازش را زود تمام کرد تا ببیند من چه کاری با او دارم. به او گفتم فلان حاکمی را که نزد ما فرستاده اید خوب عمل نکرده است. (البته من روایات را جستجو کردم ولی در هیچ کدام نوع تخلفات حاکم ذکر نشده است) وقتی حضرت علی علیه السلام حرفم را شنید، از آستینش کاغذی درآورد و فوراً با قلم و دوات نامه ای نوشتند و طی آن از استاندار خود خواستند که حکومت را به کسی که خود تعیین نموده بودند، بسپارد و فوراً برای ادای توضیحات به کوفه باز گردد.</P>
<P>این نوع حکومت داری حضرت علی علیه السلام است که با یک شکایت از سوی یک زن غریبه خود را موظف به تحقیق می بیند، آن هم شکایتی که بر علیه یک والی و استاندار اقامه می شود.</P>
<P>خوب، قاضی باید از این واقعه درس عبرت بگیرد و میان شاکی غریبه و متهم مشخص و رده بالا تفاوتی نگذارد.</P>
<P>بعد از این حکایت، معاویه لعنة الله علیه به سودة گفت: «عقمت النساء أن یلدن مثل علي بن أبی طالب؛ زن ها از این که کسی مانند علی بزایند، عاجز می باشند. (بلاغات النساء صفحه 47)</P>
<P>سرّ حدیثی که در ابتدای سخن نقل کردم همین است و بر این اساس است که رکن ولایـــت برترین و مشهورترین ارکان اسلام می باشد.</P>
<P>امیداوارم که خدای متعال به همه ما توفیق پیروی از آن حضرت را عطا بفرماید.</P>
<P>و صلی الله علی محمّد و آله الطّاهرین.</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه سياست مدارترين آدم مي دانم چرا كه با توطئه هاي رنگارنگي مواجه بود ولي به گونه اي با آنها روبه رو ميشد كه هر آدم عاقل ديگري روبه رو ميشد</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه با انسانها چه خوب و چه بد با يك ديد نگاه مي كرد</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه كه براي كوچكترين نيكي خود توقع تكريم از ديگران نداشت و تلاش مي كرد در اين راه گمنام بماند</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه مخالفانش را هيچ گاه از خود طرد نمي كرد تا وقتي كه آنها خود به ترك او اقدام مي كردند</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه حقيقت براي او مهمتر ازهر چيز ديگري بود خواه با رنگ دين خواه بدون رنگ و بويي از دين</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه در برابر هرگونه سختي خم بر ابرو نمي آورد و سرنوشت مردم برايش مهمتر از هر آنچهيزي بود كه ديگران بدان دل بسته بودند</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه مردم را براي خود نمي خواست و اما خود را براي مردم مي خواست</P>
<P>علي را دوست دارم بدان جهت كه رهبر و پيشوا و والي و حاكم و ...نبود و او تنها يك انسان به تمام معنا انسان بود كه نه دوست ميداشت حكومت كند و نه بي تفاوت نسبت به سرنوشت مردم باشد</P>
<P>وعلی رابه خاطر بندگی عمیقش نسبت به خداوعدالتش نسبت به بندگان خدا دوست دارم.</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><FONT size=3><STRONG><SPAN dir=ltr><FONT face="Times New Roman">«</FONT></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: 'B Badr'">و لاتکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان : اما اخ لک فیی الدیین و إما نظییر لک فی الخلق یفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و تؤتی علی ایدیهم فی العمد والخطاء فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب أن یعطیک من عفو و صحفه فانک فوقهم و والی الامر علیک فوقک و الله فوق من ولاک و قد استقاک امرهم و ابتلاک بهم و لاتنبصنّ نفسک لحرب الله إنه لاید لک بنقمته و لا غنی بک عفوه و رحمته و لا تندمنّ علی عفو</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face="Times New Roman"> » </FONT></SPAN></STRONG></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><FONT size=3><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: 'B Badr'">نسبت به مردم مانند یک حیوان درنده حمله ور نشو که خوردن آنها را مغتنم بشماری زیرا مردم دو گروهند : یک گروه برادران دینی تواند و گروه دوم مخلوقات خدا هستند که در خلقت نظیر تو که دچار لغزشهایی شده و اسباب بدکاری به آنها رو یآورده و دانسته وندانسته مرتکب خطا شده اند . بس با بخشش و گذشت خود آنان را عفو کن همانطور که دوست داری خداوند با بخشش و گذشت خویش تورا بیامرزد زیرا تو بالادست آنها و ولی امر بالادست<SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>و خداوند بالادست و لی امر تو می باشد و اراده کرده است که کارشان را تو به سامان رسانی و آنان سبب آزمایش تو قرار داده و مبادا خود را برای جنگ با خداوند آماده سازی که ترا توانایی خشم او نبوده و از بخشش و مهربانیش بی نیازی نسیتی و هرگز نباید از بخشش و گذشت پشیمان شوی</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face="Times New Roman"> . </FONT></SPAN></STRONG></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><FONT size=3><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: 'B Badr'">امام علی (ع) درنامه ای به اشعث<SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>فرماندار آذربایجان که پس از جنگ جمل در شعبان سال 36 هجری در شهر کوفه نوشتند ، خطاب فرمودند</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face="Times New Roman"> : </FONT></SPAN></STRONG></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><FONT size=3><STRONG><SPAN dir=ltr><FONT face="Times New Roman">« </FONT></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: 'B Badr'">و إن عملک لیس لک بطمعه ( مطعمه ) و لکنه فی عنقک امانه</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face="Times New Roman"> » </FONT></SPAN></STRONG></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><FONT size=3><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: 'B Badr'">همانا پست فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نبوده ، بلکه امانتی در گردن تو است</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face="Times New Roman"> . </FONT></SPAN></STRONG></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><STRONG><FONT size=3><SPAN lang=AR-SA style="FONT-FAMILY: 'B Badr'">حضرت علی (ع) براساس اصل « امانت » بودن پست و مقام مالک را بر حذر داشته است که مردم را به چشم طعمه ای نگاه کند که با درنده خویی بخواهد گوشت تن آنان ( بیت المال ) تناول کند . حقیقت این است که اگر به مقام به دیده امانت نگاه نشود موجب درنده خویی می شود و زمینه ستم و ستمگری را فراهم می سازد و لذا از این دو سخن استفاده می شود که مبنای مهرورزی با بندگان خدا این است که پست و مقام را یک امانت الهی بدانیم</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><FONT face="Times New Roman"> . </FONT></SPAN></FONT></STRONG></P>
و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم » ( نامه 53)
دلت را با مهربانی و محبت و لطف واحسان نسب به مردم بپوشان .
اشعار به معنای پوشیدن و شعار به معنی زیر پیراهن است و کنایه ازاین است که رحمت و محبت و لطف تو نسبت به مردم ظاهری و بر اساس منافع وماصالح نباشد بلکه باید قلبی باشد و همه جان تو آکنده از مهربانی ومحبت و لطف نسبت به آنها باشد و نگذاری در دل تو ذره ای خشونت ، بغض و یا بی لطفی نسبت به آنها وجود داشته باشد .
<P>بر گرفته شده از سیره اجتماعی پیامبر</P>
1- نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست؟
2- نقش مهرورزی در برپایی عدالت در جامعه چیست؟
3- نقش مهرورزی در ایجاد وحدت و اتحاد در جامعه چیست؟
4- نقش مهرورزی در ایجاد جامعه پیشرفته و نمونه چیست؟
5- چه کنیم که جوامع یکدیگر را دوست داشته باشند؟
6- موانع محبت چیست؟
7- چه کسانی نمی خواهند انسانها دوست، یاور و عاشق یکدیگر باشند؟
رییسجمهور خطاب به دانشآموزان گفت: عزیزان من! امروز جهان نیازمند انسانهای صالح است. ما برای اینکه بتوانیم به سعادت دنیا و آخرت دست پیدا کنیم باید زمینه را برای پرورش انسانهای صالح فراهم کنیم.
دکتر محمود احمدینژاد صبح روز شنبه اول مهرماه 1385 با حضور در مدرسه پسرانه شاهد کوثر و پس از نواخته شدن زنگ این مدرسه و آغاز سال تحصیلی جدید، با تبریک فرا رسیدن هفتهی دفاع مقدس و ماه مبارک رمضان، این تقارن را زیبا و پرمعنا دانست.
وی با بیان این که " ما نیازمند انسانهایی مومن، پاک و شجاع هستیم" مدرسه را پایگاه تربیت چنین انسانهایی توصیف و خاطرنشان کرد که در حال حاضر ماموریت بزرگ آموزش و پرورش، تربیت انسانهای صالح است.
وی تاکید کرد: ما امروز دو ماموریت بزرگ را بر عهده داریم؛ دست به دست هم ایران عزیز را بسازیم و دیگری ارایهی یک الگوی موفق به جهانیان است. امروز دنیا به دنبال الگوست. همهی ملتهای جهان از وضعیت موجود خسته شدهاند. از نظامات شرقی و غربی خسته شدهاند و به دنبال یک الگوی کامل و انسانهایی نمونه برای ادارهی جوامع خود هستند و برای این امر در حال حاضر چشم جهانیان به ملت بزرگ ایران است. ما باید ایران را بسازیم و یک الگو برای تربیت انسانهای صالح، مومن، پاک و شجاع ارایه دهیم.
رییسجمهور خطاب به دانشآموزان گفت: جوانان عزیز! فرزندان ایران زمین! مسوولیت امروز شما بسیار بسیار مهم و حساس است. شما باید امروز با پاکی، ایمان، توجه به اخلاق، توجه به خداوند، خودسازی و دور نگه داشتن خود از بدیها و زشتیها گام اول را در راستای تربیت انسانهای صالح بردارید.
احمدینژاد ادامه داد: مشکلات امروز بشر به واسطهی وجود انسانهای ناصالح و غیرمومن است. امروز متاسفانه انسانهایی غیرالهی مصادر امور علمی، فرهنگی و سیاسی جهان را به دست گرفتهاند. عالمان بیایمان و عالمان غیرصالح چیزی جز چپاول، جنگ، تجاوز و تضییع حقوق انسانها نمیشناسند. ما در این راستا باید انسانهای صالح را تربیت کنیم و این ماموریت بزرگ نسل امروز ماست. امروز ملت ایران و تمام ملتهای عالم منتظرند و چشمشان به عملکرد شما دوخته شده است.اطمینان دارم که جوانان نسل امروز ما با اعتقاد به خدا در این شرایط زمانی مسوولیت خود را به نحو احسن انجام خواهند داد و در راه برپایی جامعهی نمونهی اسلامی قدم برخواهند داشت.
وی با تاکید بر اینکه " نسل امروز ما وظیفه دارد که ایران را بسازد و پرچمدار بیداری بشریت باشد" ادامه داد: مطمئنم که جوانان نسل امروز ما مانند جوانان دوران دفاع مقدس که ماموریت خود را با شناخت، ایمان، آگاهی و علم انجام داده و از مرزهای میهن اسلامی دفاع کردند، مسوولیت و ماموریت خود را میشناسد و با استواری در راه تعالی و پیشرفت ایران و کسب افتخار قدم برمیدارد. خدا را شکر میکنم که امروز بهترین جوانان در اختیار ایران است.
به گزارش ایسنا رییسجمهور همچنین خطاب به فرهنگیان و معلمان گفت: عزیزان من! شما در راه تحقق آرمانهای بلند ایران اسلامی دارای نقشی مهم و سازنده هستید. امروز جوانان ملت ایران در دست شما امانت هستند و همانطور که میدانید، بالاترین سرمایهی هر کشوری جوانان و نوجوانانش هستند. تردید ندارم فرهنگیان عزیز ما که همواره بهترین قشر از اقشار جامعه و فداکارترین بخش ملت بودهاند، ماموریت بزرگ خود را به خوبی انجام خواهند داد.
احمدینژاد با بیان این که " امروز بشریت نیازمند انسانهای صالح و نیازمند مهرورزی است" افزود: بدون عشق و محبت امکان حضور در مدارس وجود ندارد، امکان حوصله و تحمل وجود ندارد، امکان دلسوزی وجود ندارد، امکان انتقال خوبی به جوانان وجود ندارد. پایهی یک جامعهی پیشرفته، محبت و مهرورزی است و باید این محبت و مهرورزی در کلام شما فرهنگیان وجود داشته باشد تا بتوانید آن را به کام جوانان ملت منتقل کنید.
وی گفت: پایهی دیگر یک جامعهی پیشرفته، عدالت است. فرزندان این سرزمین، تعهد، آگاهی و عشق به عدالت را در مدارس میآموزند و این کار مهم و بزرگی است.علم، محبت و عدالت بسیار زیباست.
رییسجمهور با اشاره به این فرمایش حضرت امام(ره) که شغل معلمی مانند شغل انبیاست، گفت: انبیا به تعالی بشریت توجه داشتند و شما نیز به تعالی جوانان میپردازید. کاملترین و زیباترین الگو برای ما جهت انجام ماموریت بزرگمان وجود پیامبر اعظم(ص) است؛ پیامبری که کانون تمام خوبیها و بزرگیهاست. مطمئنم که جامعهی فرهنگیان ما مانند دورههای قبل در انجام ماموریت خود به خوبی میدرخشد و به نحو احسن ماموریت خود را به انجام میرساند. البته پدران و مادران نیز در تربیت انسانهای صالح نقش مهمی دارد؛ چراکه آن چه که از والدین میماند فرزند صالح است.
احمدینژاد گفت: تردید ندارم که ملت ایران با آگاهی ماموریت بزرگ خود را به نحو احسن انجام خواهد داد.
به گزارش ایسنا، رییسجمهور با اشاره به این که سال گذشته پرسش مهر را در مورد عدالت مطرح کرد، خاطرنشان کرد که سوال امسال را دربارهی محبت و مهرورزی عنوان می کند و با بیان این که " امروز جهان تشنهی عدالت و مهرورزی است" ادامه داد: جوامع به لحاظ فقدان مهرورزی در حال از هم پاشیدن است. کینهورزی، جنگجویی، سلطه و غرور و دوری از محبت به مردم و عشق به مردم، بسیاری از نقاط جهان را به جهنمی سوزان تبدیل کرده است. ملت ما در حال حاضر علاوه بر اینکه پرچمدار توحید و عدالت است، پرچمدار مهرورزی نیز هست. در یک جامعهی متعالی همهی انسانها باید یکدیگر را دوست داشته باشند، باید دلسوز و برادر یکدیگر باشند و این یکی از ویژگیهای سنت الهی است. ما باید با هم با عشق و محبت رفتار کرده و در کنار هم زندگی کنیم. پیامبر عزیز ما پرچمدار عشق و محبت بود.
وی در تشریح پرسش مهر اظهار داشت: سوال من این است که در حال حاضر نقش مهرورزی در پیشرفت و تعالی جامعه چیست؟ نقش مهرورزی در برپایی عدالت، ایجاد وحدت، اعتماد و ایجاد یک جامعهی پیشرفته و نمونه چیست؟ ما باید چه کنیم که انسانها یکدیگر را دوست داشته باشند. موانع محبت چیست؟ چه کسانی نمیخواهند که انسانها دوست، یاور و عاشق یکدیگر باشند؟
احمدینژاد با ابراز امیدواری نسبت به اینکه ملت ایران با آگاهی و بینش خود بتواند به موفقیت برسد و ماموریت خود را به نحو کامل انجام دهد، برای دانشآموزان، سال تحصیلی پربار و سلامتی آرزو کرد.
رییسجمهور همچنین ابراز امیدواری کرد که همه بتوانند از ماه مبارک رمضان به نحو احسن استفاده کنند.
وی بعد از پایان سخنانش با حضوری طولانی در جمع دانشآموزان دبستان پسرانه شاهد کوثر با آنان گفتوگو کرد.
احمدینژاد پیش از آغاز این مراسم از یکی از دانشآموزان خواست که زنگ مدرسه را را صدار درآورد.
همچنین پیش از سخنان رییسجمهور، فرشیدی وزیر آموزش و پرورش به ارایهی گزارشی کوتاه در ارتباط با تعداد دانشآموزان و مدارس در کشور پرداخت.
در این مراسم تعدادی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشتند.
به گزارش ایسنا، وقتی رییسجمهور در جمع دانشآموزان حضور پیدا کرد، دانشآموزان شعار دادند «صل علی محمد، یاور رهبر آمد».
پیش از حضور رییسجمهور در این مدرسه، دانشآموزان شعارهایی از قبیل «صل علی محمد، یاور رهبر آمد»، «زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما»، «دسته گل محمدی، به مدرسه خوش آمدی» را برای استقبال از وی تمرین میکردند.
رییسجمهور همچنین با معلمان شاغل در این مدرسه به گفتوگو پرداخت.

